تبليغاتX
Enternal Love

.

.

سلام به دوستای گلم
خوش اومدین به وب لاگ من
این وبلاگ برای همه ی دوستای گل منه و در مورد شخص خاصی نیست.
منتظر نظراتتون هستم

ایمیل مدیر : bidad_old@yahoo.com



RSS
چوپان...!
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال پنجشنبه پنجم خرداد 1390 در ساعت 21:8
در دنیایی که همــه یا گوسفندند و یا گرگ ؛ ترجیح میدهم چوپان باشم
همدیگر را بدریــد .. من نی میزنــم

.:: ::.
پنجره
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال پنجشنبه پنجم خرداد 1390 در ساعت 21:5

آنقــدر مرا سرد کرد ؛

از خودش .. از عشق ..

کــه حالا بــه جای دلبستن ،‌ یخ بسته ام!

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..

لیز می‌‌خوریــد .!

.:: ::.
آرزویی بکن ...
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال پنجشنبه پنجم خرداد 1390 در ساعت 21:5
آرزویی بکن ...
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه..
ارزویی بکن ...
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد

.:: ::.
خنجر
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال پنجشنبه پنجم خرداد 1390 در ساعت 21:3
راه که می روم
مدام بر می گردم
پشت سرم را نگاه می کنم
مدام . . .
دیوانه نیستم
...خنجر از پشت خورده ام

.:: ::.
گذشته...
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال پنجشنبه پنجم خرداد 1390 در ساعت 21:2

گذشته های دور را خواهم بخشید! زیرا آنان همچون کفشهای کودکیم نه تنها برایم کوچکند،
بلکه با آنها از برداشتن گامهای بلند عاجزم

.:: ::.
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال جمعه بیست و ششم فروردین 1390 در ساعت 11:17

شکستن یک دل چقدر قدرت میخواست که پنداشتی تو قویترین بودی؟

.:: ::.
حال همه ما خوب است،اما تو باور نکن!
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال جمعه بیست و ششم فروردین 1390 در ساعت 11:12


 
سلام.
حال همه ی ما خوب است. ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند. با این همه عمری اگر باقی بود٬ طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان... تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟ راستی خبرت بدهم خواب دیده ام خانه ای خریده ام بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار هی بخند بی پرده بگویمت چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت. دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد باد بوی نامهای کسان من میدهد. یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟ نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد، بی حرفی از ابهام و آینه، از نو برایت مینویسم: حال همه ی ما خوب است، اما تو باور نکن!

.:: ::.
با من بـمـان
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال دوشنبه هشتم فروردین 1390 در ساعت 21:57

                      


دلم نگرفته از اينکه رفته اي ...


دلگيرم از


همه دوست داشتنهايي

...

که گفتي ولی نداشتي.....

.:: ::.
همه عمر
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال دوشنبه هشتم فروردین 1390 در ساعت 21:51


                            
ساده بودم

ساده دیدم

ساده دل باختم

ساده عاشق شدم

ساده حفظش کردم

ساده کنارش موندم

ساده گفتم دوستت دارم

ساده نگاهم کرد و خندید

ساده گفت ازت دلیل می خواهم

ساده از کنارم گذشت و بی دلیل رفت

غافل از اینکه عشق نیازی به دلیل ندارد

و بی خبر از اینکه چیزی که ابدی و ماندگار هست سادگی هست
.:: ::.
آسمان
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال دوشنبه هشتم فروردین 1390 در ساعت 21:49
آسمان این روزها دور است

فقط رد پایی جا مانده

و بغضی بی رحم

هیچ وقت نشد که برایت بگویم

از تنهایی بیزارم

نشد برایت بگویم

دوست دارم بمانی..
.:: ::.
خدا
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال دوشنبه هشتم فروردین 1390 در ساعت 21:43


                                        

پیش از اینها فکر میکردم خدا


خانه ای دارد کنار ابر ها

مثل قصر پادشاه قصه ها
...
خشتی از الماس خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ادامه ی مطلب ...
.:: ::.
سکوت
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 در ساعت 14:32
                 

               

حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم؟

با توام، با تو ،خدا را! بزنم یا نزنم؟

همه حرف دلم... با تو همین است که دوست
چه کنم؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

از ازل تا به ابد پرسش آدم این است:
دست بر میوه‌ی حوا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود
خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم:
بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟


.:: ::.
نمی دانم
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال جمعه بیست و نهم بهمن 1389 در ساعت 11:54

آخرین شعری که گفتم


باز یادم با تو بود


من که غرق خویش بودم


نمی دانم ،


چه کس آنرا سرود


در خیالم می سرودم از تو باز


می گشودم پرده های رمز و راز


می زدم بر سیم سازم پنجه ای...

ادامه ی مطلب ...
.:: ::.
گریه و تنهایی
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال جمعه بیست و نهم بهمن 1389 در ساعت 11:53
به تو می گویم:
تعبیر بغضهایم شکل سکوت همین امروز است
اشک خواهم ریخت!
از هرچه می گوید:
بیا برای دلتنگی دریا گریه کنیم
...خواهم ترسید!
یا پای به پای عابری که بگوید: دلتنگی دریا
روزی از خواب این رویا
بیدار خواهد شد
فریاد خواهم زد!
وای بر من ای دریای بیداری!
حالا برای دلتنگی تو
دورترین ستاره خویش را
به یاد آورده ام!
.:: ::.
دریا
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 در ساعت 14:56

دريا،صبور وسنگين 

مي خواند و مي نوشت

"... من خواب نيستم !

خاموش اگر نشستم ،

مرداب نيستم !

روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم

روشن شود كه آتشم و آب نيستم


.:: ::.
مرگ
موضوع : صفحه نخست
نویسنده ساناز زارعی تاریخ ارسال چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 در ساعت 14:0

میتوان راحت از این دنیای فانی دل گسست

میتوان چشم را بر این دنیای بی مقدار بست

  میتوان در آن جهان در انتظار تو نشست

                  آری ای زیبای من

              ای حسرت فردای من

میتوان با عشق تو از جاده های شب گذشت

 میتوان جای غمت با یاد تو همخانه گشت

میتوان مانند مجنون سر نهاد بر کوه و دشت

                میتوان ای جان من...

                  ای نیمه پنهان من...!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

.:: ::.
عناوین آخرین مطالب بلاگ من



.:: Design By : wWw.Theme-Designer.Com ::.